الشيخ أبو الفتوح الرازي
78
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و اصل نبّى از نباوت باشد ، و آن رفعت باشد ، فعيل به معنى فاعل ( 1 ) ، و از نبأ نيست كه خبر باشد ، لقوله - عليه السّلام : لا تهمزوا باسمي ، گفت : نام من به همزه مگويى تا از نباوت باشد ( 2 ) ، از نبأ نباشد . * ( وَجَعَلَنِي مُبارَكاً ) * ، و مرا مبارك كرد . و اصل بركت من بروك البعير باشد ، و هو الثّبات . * ( أَيْنَ ما كُنْتُ ) * ، هر كجا باشم ، و همچنين بود هر كجا بودى بيماران و اصحاب آفات و عاهات بر او آمدندى ، او دعا كردى خداى شفا دادى ، و اگر جايى قحطى بودى و باران نيامدى به بركت قدوم او باران آمدى و خصب و خير پيدا شدى . * ( وَأَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكاةِ ) * ، و وصيّت كرد مرا ، و مراد تأكيد است ، يعنى مرا امر كردى امرى مؤكّد به نماز و زكات . و اصل نماز در لغت دعا باشد ، و اصل زكات نموّ باشد و زيادت و پاكى و طهارت ، و در شرع اين افعال مخصوص است كه ما از شرع مىشناسيم ، مراد در آيت نماز و زكات شرعى است . * ( ما دُمْتُ حَيًّا ) * ، مادام تا زنده باشم ، اين را « ما » ى امَد خوانند ، اى مدّة حيوتي . * ( وَبَرًّا بِوالِدَتِي ) * ، تقدير آن است كه : و اوصاني ان اكون برّا بوالدتي ، و نيز مرا فرمودهاند ( 3 ) كه : [ 14 - پ ] با مادرم نيكويى كنم و طاعت دارم او را و رضاى او جويم . * ( وَلَمْ يَجْعَلْنِي ) * ( 4 ) ، مرا جبّارى متكبّر متجبّر نكرد ، و معنى جعل على احد الوجهين باشد ، امّا معنى آن بود كه : با من الطافى كرد و خواهد كرد كه من عند آن اختيار جبريّت و شقاوت نكنم ، و امّا بر معنى تسميه و حكم يعنى مرا جبّار و شقى نخواند و حكم نكرد به ( 5 ) جبريّت و شقاوت من . * ( وَالسَّلامُ عَلَيَّ ) * ، و سلام بر من باد از خداى تعالى ! و اين بر سبيل دعا باشد ، كأنّه قال : اللَّهمّ سلَّم علىّ في هذه الاحوال . * ( يَوْمَ وُلِدْتُ ) * ، آن روز كه مرا بزادند ، و آن روز كه بميرم ، و آن روز كه مرا زنده كنند و بر انگيزند . و نصب * ( حَيًّا ) * ، بر حال است از مفعول . اين تا به اين جا حكايت كلام عيسى است - عليه السّلام - كه گفت در حال طفوليّت بر سبيل معجز . و گفتند : عيسى - عليه السّلام - در حال صبى همين قدر گفت ( 6 )
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : مفعول . ( 2 ) . آج ، لب و . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : فرموده است . ( 4 ) . آج ، لب جبّارا . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بر . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : صبى هم گفت .